فرشته کوچولوی من
امروز مامان جون اومد خونمون و با کمک مامان جون گذاشتیمت تو روروئک ، نوک انگشتات به زمین میرسید با کمک یه متکای کوچولو تو روروئک نشوندیمت نمی تونستی پا بزنی اما همینکه روروئکت واست آهنگ میزد کلی سرگرم شده بودی و با تعجب به چراغای رنگی که روشن و خاموش میشد نگاه میکردی تقریبا یه یک ساعتی سرگرم بودی تا خسته شدی و خوابیدی بعدازظهر با مامان جون رفتیم بیرون و بابایی مخلوط دعوتمون کرد و بعدشرفتیم پارک ولی چون هوا سرد بود زودی برگشتیم خونه . قربونت بره مامانی مثل پسرای گل بعد از اینکه پوشکتو عوض کردم و شیر خوردی آروم تو گهواره ات خوابیدی الان هم بغل دستم مثل فرشته ها لا لا کردی نفس مامان اینم چندتا از عکسات با روروئک ...
نویسنده :
مامان سمیرا
8:55



